فیلم آنی هال

کامینارت:

یک لطیفه قدیمی است که می‌گوید، بنده ‌خدایی می‌رود پیش روانکاو می‌گوید:
«برادرم دیوانه‌ است، فکر می‌کند مرغ است!»‌
روانکاو به او می‌گوید:
«خوب چرا پیش من نمی‌آوریش»
جواب می‌گیرد: چون تخم‌مرغ‌هایش را نیاز داریم

خوب فکر کنم این خیلی شبیه نظر من درباره روابط انسانی است
این روابط کاملا غیر منطقی و احمقانه‌اند
ولی فکر می‌کنم که ما آنها را ادامه می‌دهیم
چون به تخم‌مرغ‌ها احتیاج داریم!

آنی هال
وودی آلن

مطلب قبلی

عقاید یک دلقک

مطلب بعدی

پشتکار

مطالب مرتبط

کامینارت: یک روز میاد که تمام زندگیت از جلو چشمات...

کامینارت: بعضی وقتا یه نگاه آشنا از بین هزار تا نگاه میتونه...

کامینارت: مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان...

کامینارت: + طاهره: این کفشا تو رو یاد چی میندازه ؟ - دوست...

دیدگاهتان را ثبت کنید