جزیره اسرار آمیز

کامینارت:

ژول ورن (1905-1828)، داستان نویس فرانسوی، پایه گذار داستان های علمی تخیلی جدید است. او بعد از اتمام درسش در دبیرستان شهر نانت، به پاریس رفت تا حقوق بخواند. ابتدا به تئاتر علاقه مند شد و برای اپراها متن نوشت (50-1848). بعد چند سالی علاقه هایش را بین تجارت و تئاتر تقسیم کرد. اما پس از سال 1863 علاقه اش را در علم و جغرافی متمرکز کرد تا تعدادی داستان از سفرهای جالبی که در آنها شرکت کرده بود بنویسد. او این داستان ها را با پیش بینی های استثنایی و خارق العاده درباره بسیاری از کارهای علمی و تکنولوژیکی که بعداً در قرن بیستم به وقوع پیوست همراه کرد.
ژول ورن با داستان های پنج هفته در یک بالن (1863)، سفر به مرکز زمین (1864)، از زمین به ماه (1865)، 20 هزار فرسنگ زیر دریا (1870)، دور دنیا در 80 روز (1873)، جزیره اسرارآمیز (1875) و میشل استروگف (1876) در جهان شناخته شده است. وی در اوج محبوبیت در حالی که بیش از 50 کتاب نوشته بود در گذشت. فیلم های مختلفی از بسیاری از کارهای او ساخته شده و هنوز هم کتاب هایش به طور گسترده ای به ویژه در میان نسل جوان خوانده می شود. در سال 1989 دستنوشته رمان “پاریس در قرن بیستم” که مدت های مدیدی بود گم شده بود پیدا شد. این متن بدبینانه و پیش گویانه در 1994 منتشر شد.
بسیاری از داستان های ژول ورن در ایران نیز به چاپ رسیده است.

جزیره اسرارآمیز

جزیره اسرارآمیز یکی از آثار مشهور ژول ورن پیشگام داستان های جدید علمی و تخیلی جهان است.
جزيره اسرارآميز ماجراهاي گروهي از اسيران جنگي دوره جنگ هاي داخلي آمريكا را تعقيب مي كند که با یک بالن فرار می کنند و به ناچار در جزیره ای فرود می آیند که در نقشه ها وجود ندارد.
آنها از همه مهارت هايشان براي ادامه بقا استفاده مي كنند و جامعه ای را روی این جزیره برپا می كنند. جامعه آنها شامل يك افسر و يكي از خدمتگزارانش، يك خبرنگار و يك ملوان و پسرخوانده اش و یک سگ است. در ابتدای داستان، وقتی بالنی که آنها را حمل می کند، روي آب سقوط مي كند، يكي از مسافران مفقود مي شود و در شرف مرگ قرار مي گيرد. اما او به شكل معجزه آسا و مشکوکی نجات پیدا می کند. اين مسافران در اين جزيره همه ابزار لازم براي شكار و دفاع از خود را مي سازند، به بهترين وجه مكان امني را براي سكونت درست مي كنند، دامپروري راه مي اندازند،‌ كشاورزي مي كنند و شروع به ساختن کشتی برای فرار از جزیره می کنند.
آنها در اين جزيره با ماجراهاي جذابي روبرو مي شوند. از جمله حمله ميمون ها و حيوانات وحشي ديگر، مواجه شدن با مردي كه با سال ها ماندن در جزيره خوي انسانيش را از دست داده ولي با كمك آنها مجدداً به انساني تبديل مي شود و ماجراي زندگي جالبش را توضيح مي دهد و نيز آمدن دزدان دريايي به جزيره، مبارزه با آنها و مجروح شدن شديد یک نفرشان و در تمام ماجراهايي كه پيش مي آيد می دانند که کسی از آنها حمایت می کند و بارها و بارها نجاتشان می دهد. سرانجام اين ناشناس در نزديكي مرگش خودش را به آنها نشان مي دهد.
گروه بعداً مي فهمد كه كمك كننده ناشناس “كاپيتان نمو” گوشه نشين است (كاپيتان نمو اولين بار در دوازده هزار فرسنگ زير دريا، اثر دیگر ژول ورن ظاهر شد). او مردي هندي است كه قبلاً در كشورش بر ضد استعمارگران انگليسي جنگیده است و يك كشتي آنها را نيز با زيردرياييش غرق كرده است. او مي ميرد و گروه طبق وصيتش او را در زير دريايي خودش در زير دريا دفن مي كنند. در اين زمان آتشفشان جزيره نيز شروع به فوران مي كند و مسافران در نهايت به وسيله يك كشتي در حال عبور نجات پيدا مي كنند.

مطالب مرتبط

کامینارت: یک روز میاد که تمام زندگیت از جلو چشمات...

کامینارت: بعضی وقتا یه نگاه آشنا از بین هزار تا نگاه میتونه...

کامینارت: مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان...

کامینارت: + طاهره: این کفشا تو رو یاد چی میندازه ؟ - دوست...

دیدگاهتان را ثبت کنید