تئاتر و مسائل اساسی آن-فصل دوم – تئاتر یا نمایشی جامع

کامینارت:

نمایشنامه،اساسا نه برای خواندن که برای دیدن-بصورت نمایشی جامع که برروی صحنه به اجرا درمی آید در نظر گرفته میشود.

البته میتوان از خواندن یک نمایشنامه نیز لذت برد.چند تن از نویسندگان مانند”آلفرد دئموسه” از این امکان استفاده کردند و چند نمایشنامه برای خواندن نوشته اند.

بااین حال تئاتر هنگامی کاملا منطبق با رسالت خود عمل میکند که به مجموعه ی مورد تماشا تبدیل شود.

متن تنها یک عنصر،البته عنصری اساسی از عناصر تشکیل دهنده ی نمایش جامع مورد تماشا است.

زبان های تئاتر

در اینجا کلمه ی زبان را به معنی وسیع کلمه بکار میبریم و منظور ما هر نشانه ی شنیداری یا دیداری است که بتواند معنی را به تماشاگر منتقل کند.

در تواتر پیشرو توانسته اند شیوه های بیان بویایی را نیز مورد استفاده قرار دهند مانند:سوزاندن مواد خوشبو در صحنه یا پراکندن رایحه در سالنو اما این موارد محدود است و حس بینایی و شنوایی راههای اصلی ارتباط ما با دنیای خارج است،بنابراین زبانهای تئاتر را به 2گروه زیر تقسیم کرده و آنهارا مورد بری قرار میدهیم:

1-زبان های شنیداری:گذشته ازمتن خام،بیان خاص متن توسط بازیگران و اصوات غیر گفتاری مانندفریادها،خنده ها و ناله ها را دربر میگیرد و در صورت وجود موسیقی و صداپردازی (صدای رگبار و رعدوبرق و…) را میتوان ذکر کرد.

2-زبان های دیداری:حضور فیزیکی هنرپیشگان روی صحنه،نحوه جا به جا شدنشان،حالات چهره و پیکر امری بدیهی است. این مجموعه بخشی از اجرای متن نمایشنامه ی نویسنده را تشکیل میدهد ولی در برخی از تئاتر دوران باستان یا در شرق هنرپیشگان صورتکها یا آرایشهایی به چهره دارند که نشانه ی خلق و خوی شخصیت است. لباسها رمز دیدیری پر اهمیت دیگری هستند. غیر از بازیران عناصر صحنه مانند:دکور،اشکال و رنگها و بازی سایه روشنها نیز با معنی هستند.

پیام های شنیداری به جز متن به 4 دسته ی زیر تقسیم میشوند:

1-بیان خاص متن(دکلماسیون)

2-زبان غیر گفتاری

3-صداپردازی

4-موسیقی

پیامهای دیداری به 6 دسته ی زیر تقسیم میشوند:

1-نورپردازی

2-دکور

3-لباس

4-حرکات

5-بیان پیکر

6-بیان چهره

درقسمت بعد به توضیح مختصر هرکدام از عناصر شنیداری و دیداری خواهیم پرداخت

مطالب مرتبط

کامینارت: خداناباوری یا بی‌خدایی یا خداانکاری یا الحاد یا...

دیدگاهتان را ثبت کنید