تئاتر و مسائل اساسی آن-بخش دوم فصل دوم-تئاتر یا نمایشی جامع

کامینارت:

در قسمت قبل از زبان های تئاتر صحبت کردیم و آن را به 2گروه شنیداری و دیداری تقسیم کردیم حال به توضیح مختصری از هریک خواهیم پرداخت.

پیام های شنیداری

1-بیان خاص متن(دکلماسیون):تجربه نشان داده که انعطاف آهنگ صدا،لحن،حجم صدا و لهجه میتواند معنی سخن را تغییر دهد در حالی که مصداق آن تغییر نمی کند.

نمایش نامه نویسان برای آنکه مردم به اشتباه نیفتند لحن خاصی که هنرپیشه،هر بخش را باید ادا کند،تذکراتی به متن خود می افزاید.نمونه ی بسیار روشنی از این تذکرات را در (دُن ژوان)اثر مولیر میتوان دید.

2-زبان غیر گفتاری:کُندی یاک فیلسوف قرن هجدهم در زبان 2نشانه تشخیص می داد:

1:نشانه های وصفی یعنی کلماتی که طبق قراردادهایی اختیاری بیان میشود و معنی آن از زبانی به زبان دیگر تغییر میکند.

2:نشانه های طبیعی که این نشانه ها نه اندیشه ها و نه استدلالها بلکه تنها هیجانات را منتقل می سازد و مفهومی همگانی دارد و بیشتر اوقات فقط به شکل وصف حالت یا تذکرات صحنه ذکر میشود.

مثلا در فلان قسمت در حال خندیدن یا گریه کردن باید اجرا شود. هرچند ممکن است تصور شود که این نشانه های طبیعی در همه ی آدمیان مشترک است ولی گاهی چنین نیست مثلا در “فریاد” عنصری فرهنگی دخالت دارد:فریاد های تئاتر ژاپنی میتواند خشم جنون آمیز جنگجویانه را بیان کند و یا در خود فرورفتن و تامل حزن آور را در حالی که یک تماشاگر اروپایی در آن،بیان ترس و اضطراب را میبیند.

3-صداپردازی:فنون صوتی که توسط کارگردانان ویژه ی صحنه یا تکنسینها در خارج صحنه ایجاد میشود که این “صداهای زمینه ای” باید رابطه ی مستقیمی با موقعیت نمایش داشته باشند.تکنیک های صداپردازی از زمان شکسپیر تغییر یافته. در گذشته صداپردازان باید مهارت های بسیاری  با بکار گرفتن ابزارها  و وسایل،صدای مورد نظر را ایجاد میکردند. اما امروزه ضبط روی نوار مغناطیسی جایگزین این تکنیکها شده.

4-موسیقی:کاربرد موسیقی در تئاتر پیچیده است و سبب تشخیص انواع نمایش از یکدیگر میشود. در نهایت هنگامی که موسیقی از متن مهمتر باشد با اپرا سروار خواهیم داشت یعنی ((تئاتر به صورت آواز)) که در آن موسیقی،احساسات،تنش نمایشی و حتی دیدی که نمایش به ما عرضه میکند را بیان میکند.

در نمایش “افسانه ی دُن ژوان” که موزار آن را بصورت اپرا به نمایش درآورد موسیقی وی بو که توانایی غم انگیز دُن ژوان را به خوبی بیان کرد.

اما تئاتر در طی تاریخش توانسته عناصر موسیقیایی را مکمل خویش سازد بدون آنکه به اپرا تبدیل شود. 2نوع نمایش رابطه ی میان تئاتر و موسیقی را نشان میدهد:

1 -کمدی-باله  2-ملو درام

پیام های دیداری

1-نورپردازی:بهره گرفتن از تضاد تاریکی وروشنایی چه در تئاتر و چه در سینما و یا در نقاشی از ارزش بیانی بسیار برخوردار است. رایج ترین تکنیکها  در صحنه که پرتو یک پروژکتور مهمترین شخصیت نمایش را روشن می کنند و بقیه ی صحنه در تاریکی فرورفته و جدا میسازد. تاریکی نیز خود القا کننده ی راز،اضطراب یا صفا و صمیمیت در گوش و کنار تاریکی پنهان میشود. تضاد شدید میان قسمت های روشن و تاریک دکور برخورد و تش را القا میکند. بنابراین کارگردانان و نورپردازان تکنیک های جالبی را از نقاشان فرا می گیرند وتابلوهای واقعی زنده ای برروی صحنه بوجود می آورند ولی به دلیل متحک بودن تئاتر برخلاف نقاشی عنصر فعال هم بدان افزوده شده:تاریکیها و روشناییها جا به جا میشوند و ضرباهنگ(ریتم)نمایش را همراهی میکنند.

2-دکور:در آغاز پیدایش تئاتر غرب در یونان دکور وجود نداشت،نیم دایره ای صحنه را تشکیل می داد و خالی بود و همه چیز مبتنی بر متن بود که بوسیله ی گروه همسرایان و بازیگرانی که صورتک بر چهره داشتند از حفظ می خواندند.

در نمایشهای ((نو)) و ((کابوکی)) ژاپن نیز دکور به حداقل میرسد. هنگامی که در اروپای قرون وسطی نمایش های مذهبی از نو پدیدار شد نوعی صحنه آرایی نمادین بوجود آمد.موضوع این نمایشنامه ها سرنوشت مذهبی انسان بر اساس نظر کلیسا بود از این جهت شخصیت ها در صحنه ای حرکت میکردند که در طرف چپ آن پوزه ی دیو که نماد جهنم و سمت راست نوعی معبد که نماد بهشت بود بازی میکردند.

این نوع دکور که در آن همه ی مکانهای نمایشنامه در یک لحظه روی صحنه دیده میشود تا آغاز قرن 17 متداول باقی ماند اما با بوجود آمدن قواعد کلاسیک از سال 1630 و تکیه این قواعد بر وحدت مکان،محل نمایش به ساده ترین شکل ممکن صورت گرفت تا آنجا که از حقیقت دور به نظر میرسید. حتی در تئاتر قرن هجدهم هم این قاعده با دقت رعایت نمی گردید.     از قرن نوزدهم ،وسایل ماشینی،صحنه های گردان،فاصله های بین پرده ها(آنتراکت) باعث تغییر عناصر صحنه آرایی شد.

3-لباس:لباس عنصر دیداری بسیار مهم و پر از معنی است. لباس نشان دهنده ی زمان تاریخی است. برخی کارگردانان دوست دارندد اشتباه تاریخی(anachronisme) بوجود آورند مانند “زان آنوی” در آنتیگون بااینکه موضوع و شخصیت های تراژدی یونان راتکرار میکند،شخصیتها لباسهای قرن بیستم را برتن دارند بااین اشتباه تاریخی تعمدی،آنوی به صورتی واضح به تماشاگران یادآوری میکند که موضوعهای این نمایشنامه یعنی استبداد دولت و اختلاف میان قانون و عدالت در زمان ما نیز-همانند روزگار سوفوکل-موضوع روزند.

لباس نشان دهنده ی طبقه ی اجتماعی نیز هست. لباس به اشخاص هویت می بخشد و بالاخره لباس میتواند مرز میان طبیعی و برتر از طبیعی،یعنی زندگی معمولی و شگفتی های عالم پریان را مشخص کند. مثلا در نمایشنامه ی “رویا در نیمه شب تابستان” شکسپیر باید به تیتانیا  اُبرون باید لباسهایی پوشاند که جن و پری بدنشان را نشان دهد. یا در نمایشنامه ی “دُن ژوان” بازیگر نقش فرمانروا باید لباسی بپوشد که سنگ را القا کند زیرا وی مجسمه ایست که جان گرفته.

4و5-حرکات و بیان پیکر:حرکات و بیان پیکر بازیگر ارزش بیانی بسیاری دارند و در صحنه برای انتقال اندیشه یا احساسی مناسب است. اصطلاح ((ژست تئاتری)) از همین جا سرچشمه گرفته. از زمان باستان قانونی نمادین برای حرکات وجود داشت مثلا دست برروی قلب گذاشتن به معنی راستی و خلوص نیت،سرمیان دستها گرفتن نشانه ی رنج یا تردید ودودلی،باانگشت به کسی اشاره کردن نشانه ی اتهام و … بود.

در تئاتر حرکت و گفتار یکدیگر راکامل میکنند و حرکت روشی برای تاکید گفتار است. گاهی حرکت میتواند ارزش مستقلی داشته باشد این درست مورد ((سیلی)) ایست که پدر شیمن در نمایشنامه ی “سید “به پدر رُدریگ میزند.این اهانت دعوت به دوئل نیز هست.

اگر حکت تنها اعضای بدم و معمولا بازوان و دستها را به تحرک وامیدارد برخی رفتارهای معنی دار همه ی بدن رابکار میگیرند مانند شخصیتهای ساموئل بکت در نماشنامه ی “در انتظار گودو” چمباتمه میزنند،سست و بیحال میشوندو….

6-بیان چهره:در آخر به جز گفتار،هیچ چیز بهتذ از چهره احساسات و هیجانات را چه در زندگی واقعی و چه در تئاتر بیان نمیکند بویژه دهان و چشم.

شخصیت سنتی ابله در کمدی غالبا دهانی گرد شده بصورت شکلکی احمقانهیا گشادشده از لبخندی بلاهت آمیز دارد.تراژدی کلاسیک زبان چشمها را که ((آیینه های روح)) تلقی می شدند بسیار بکار میگرفت. تئاتر همانگونه که در حرکات مبالغه میکند در اداها و اشارات معنی دار چهره ها نیز زیاده روی میکند.گاهی آرایش به تشدید حالت بیان چهره کمک میکند.

تئاتر که نمایشی جامع است میتوان همه ی امکانات بیان شنیداری و دیداری را بکار ببندد. زبان تئاتر که از متن ساده فراتر میرود برروی هم مجموعه ای را تشکیل میدهد.در این مجموعه  متن باید جایی اساسی داشته باشد وگرنه از معنی واقعی تئاتر خارج میشویم و وارد قلمرو ادا و تقلید میشویم از این رو در قسمت بعد به بررسی کیفیت های بیانی متن نمایشنامه میپردازیم.

مطالب مرتبط

کامینارت: خداناباوری یا بی‌خدایی یا خداانکاری یا الحاد یا...

دیدگاهتان را ثبت کنید