زندگی پس از مرگ-قسمت سوم

کامینارت:

در قسمت قبل به زندگی پس از مرگ و تناسخ اشاره کردیم و نظرات و دیدگاه های مختلف را در این باره خواندیم .
این بار زندگی پس از مرگ را در نهج البلاغه جست و جو میکنیم .
حضرت میفرماید: مرگ قابل دستیابی نیست و مهم ماهیت نیست خود مرگ است و حادثه ای قطعیست.
ایشان در خطبه (۱۹۴) میفرماید :همه شما بدون استسنا در حالی که از مرگ فرار میکنید با مرگ ملاقات میکنید و هر چه سریع تر میدوید زودتر با آن روبه رو میشوید .
ایشان در ادامه تاکید کردند فکر بعد از مرگ باید بود آنقدر پس از مرگ سخت است که اسم آن را ( قبه لئودا) به معنی گردنه صعب العبور نامید است.
حضرت علی به یاران خود تاکید کرده که بدانید بعد از مرگ گردنه هایی و منازل ترسناک و تکان دهنده ای که هیچ کس نمیتواند در آنها بماند.
پیامبر فرمود : مرگ سخت ترین چیز است که بشر از اول خلقت با آن مواجه است .
انسان هم آغاز پیدایش مرگ آگاه نیست .بلکه به تدریج با مفهموم مرگ آشنا میشود .
انسان دائما از خود سوال میپرسد که مرگ یعنی چه ؟ چرا باید مرد ؟ چگونه میمیریم ؟ بعد از مرگ چه میشود ؟ چه کسانی از راز مرگ آگاهند ؟ آیا میتوان مرگ را چاره جویی کرد ؟ سرنوشت روح قبل از تولد چه بوده است ؟ و ده ها پرسش دیگر .
انسان از همان آغاز برای به دست آوردن این پرسش ها تلاش کرده گرچه ادیان و پیامبران و فلاسفه همان طور که در قسمت های قبل سخن گفتیم به این پرسش ها پاسخ دادند .اما همچنان زندگی پس از مرگ برای انسان یک معمای بزرگ است .
حضرت علی میفرمایند : مشکلات مرگ چنان پیچیده و دردناکند که به وصف درنمی آیند و با قوانین مردم این دنیا سنجیده نمیشوند و نیز میفرمایند حالات و عوارضی که مرگ پدید می آورد قابل توصیف و بیان نیست .
در فلاسفه این طور مطرح میشود که :
مرگ یک تجربه شخصی است که فرد با این تجربه ارتباطش را با دیگران از دست میدهد .بنابرین نمیتوان تجربه اش را با دیگران در میان بگذارد .ما کسانی را بعد از مرگ نمیبینیم که از تجربه مرگش خبری بگیریم .
ثانیا پدیده مرگ آنقدر پیچیده و پر رمز و راز است که اگر مردگان هم به دنیا برگردند و بخواهند جریان مرگ خود را توصیف کنند نخواهند توانست .
رابعا اگر قرار است انسان گرفتار امتحان و فتنه گرفته باشد بر اساس انتخاب خود مورد آزمایش قرار بگیرد حتما باید نوعی ابهام و پیچیدگی در کار باشد و گرنه همه انسانها یکسان عمل میکردند
به طور مثال اگر چنین بود که هر روز خداوند به نوعی ظاهر میشد و همه مردم آشکارا قیامت و زندگی ارواح و نتایج اعمال را میدیدند طبعا همه یکسان عمل میکردند .
در قسمت های بعدی زندگی پس از مرگ را از دیدگاه دیگر بزرگان علم فلاسفه جست و جو میکنیم .
مرگ مقصد حیات ماست.
با ما همراه باشید .

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را ثبت کنید